ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

♥10روز انتظار♥

1392/4/16 10:28
314 بازدید
اشتراک گذاری

پسر نازم......

دلم میگیرد گاهی ،شاد میشوم گاهی....

آه دیگر نزدیک شده ام به لحظه ی وصال!

دیگر به لحظه ی در آغوش فشردن نزدیک شده ام...

کودکم تو در حال فرودی،من گه گاه دلم میگیرد از اینکه این روزها تمام میشود.

ولی حس لمس دستانت به من جانی دوباره میدهد.

پسرم،این روزها با تمام عشقهایش رو اتمام است و من به عشقی نااب نزدیک میشوم.

دلم سخت تنگِ کمر دردهایم ،ورمهایم،به زور بلند شدن و نشستنم، و از همه مهم تر یزرگیه شکمم میشود...

من اکنون هم دل تنگم،دلتنگ تو!

آری تو!

نه ماه را با عشق گذراندم  با انتظار دیدن روی ماهت،وحال10 روز مانده به بوییدنت...........

پسرم،چمدانم آماده ی سفر است ،ساک تو را هم خیلی وقت است که آماده کرده ام،

دوست دارم چهره ات را ببینم،آن روی ماهت را به آرامی ببوسم،دستان کوچکت را در دستانم بگیرم و ببویم،هیچکس حس مرا نمیفهمد مگر اینکه مادر باشد،

میخواهم برایت مادری کنم،

میخواهم برایت عاشقی کنم،

دوست دارم دیگر در وبلاگت چیزی ننویسم تا لحظه ی ورودت،اما دلم نمیگذارد...شاید این آخرین نوشته ام باشد که تو در دلم هستی و شاید هم نه!

پسرم میخواهمت با عشق،خوب از لحظات جنینی ات استفاده کن،

.

.

این تصویر قالبت در دوران جنینی ات است،امیدوارم دوستش داشته باشی،برایت آهنگ توپ سفیدم را هم گذاشته ام چون میدانم دوستش داری.

 

عنوان وبلاگت هم از مامان عاطفه+بابامحمود=امیررضا به هدیه ای از طرف خدا تغییر کرد


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

سولماز
16 تیر 92 10:39
عزیزم ایشالا این 10 روز رو هم به سلامتی طی کنی و امیررضا رو به زودی تو بغلت بگیری خوشحال میشم تو جمع دوستام ببینمت
مامان ایلیا
16 تیر 92 18:53
ااااااخ جون فقط 10 روز مونده ایشالله این چند روزم به خوبی و خوشی بگذره و گل پسرتون به دنیا بیادو وبلاگ امیر رضا جون پر بشه از عکسای خوشگلش
شکوفه
16 تیر 92 20:20
سلام عزیزم. کاملا میفهمم چه احساسی داری. از خدا میخوام که این احساس ناب و زیبا رو به همه نشون بده. من هم بی صبرانه منتظرم که عکس گل پسرت رو ببینم. پیشاپیش قدمش مبارک باشه و پر خیر و برکت و زیر سایتون بزرگ بشه.آمین
رستا
16 تیر 92 23:31
سلام عاطفه جوووووووووووون
الهی قربون تو و امیررضا جونم برم
ماها که خوبیمشماها چه طورید؟؟
خدایا چی میشنوم!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
یهنی فقط 10 رووووووووز
وای عاطفه تورو جون هرکی دوست داری با ما اینکارو نکن .... زایمان کردی زودی بیا وب خبر بده و یه عکس از کولوچه بذاااااااربه خدا مارتیا طاقت نمیاره اگه بسمل خوالشو نبینههههههههههوای چی میشد که من الان جای تو بودمچه حس خوبی داریییییییییییی ....احساسات عاقونتو به امیررضا میفهمم عزیزم منم همین جوریییییییییییمباورت میشه روزی نیس که بتهاش حرف نزنم و از رو شکم نااااااازش نکنم. وقتایی که وووووول نمیخوره انقدر دلم تنگ میشه و بی تابی میکنم و میخوام زودی برم سونو و نوار قلب که همرو دیووووونه کردم واییییی عاطفه تورو خدا مراقب خودتون باششششششششششین من یکه که از شدت هیجان واستون دارم میمیرم


سلام گلم.آره امروز شده 9روز.انشالله یه روز بشه که بیام تو وبلاگت و 9روز ب زایمان تو مونده باشه.
مراقب جیجلیه خاله و خودت باش.
مهین. مامان مهیار
17 تیر 92 0:24
عزیزم ایشالا این 10 روزم به خوبی و خوشی میگذره. اشکمو درآوردی با این پستت
سیب سرخ کوچولو
17 تیر 92 0:54
سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــام خانمی.خوبـــــــــــــــــــــــی؟؟امیر رضای خاله چطــــــــــــــــــــــوره؟دلم براتون یه ذره شده بود.ببخشید کم و دیر سر میزنم و دیر جواب میدم.بخدا فکرم پیش شما بود.الهــــــــــــی به سلامتی زایمان کنی عزیزم.عاطفه انگار همین دیروز بود که گل پسر کوچولو بود و تازه سونو قلبش رو گرفته بودین.از من میشنوی این روزها خوب و حسابی بخواب چون بعد از زایمان خیلیییییییییی سختههمش کمبود خواب پیدا میکنی باور کن چون کوچولو همش بیدار میشه شیر میخواد.انشاالله به سلامتی زایمان کنی عزیزم.